-
کدامWhich
پنجشنبه 5 تیر 1404 22:23
چند مسئله؟ باید فکر کنم؟ باید کار کنم ؟ فکر نمی کردم کار کردن ؟ بهترین روش یک واقعیت وجود دارد ؟ توان کاری نیست ؟ دقت نکردی ؟ توانش نیست ؟ نشستن و تایپ صحیح نیست؟ چه کار می کنم؟ دقت خاصی ندارد ؟ هر چیزی را یک نشانه ای می خواهی ؟ بار دیگر ؟ بهتر فکر داشته باشی؟ تدارک واقعی نیاز داشته باشی؟ هر چیزی می خواهی ؟ دکمه ها را...
-
تکنیک روش Method technique
پنجشنبه 5 تیر 1404 20:18
سوال اینجاست ؟ همیشه اینجا حرف از این بوده ؟ یک آدم چقدر می تواند ؟ لجباز و احمق باشد ؟ نتواند ؟ کاری را که انجام می دهد ؟ سر در بیاورد ؟ فکر کن ؟ طرف مقابل تو خیلی حرفه ای تر از تو بوده ؟ خیلی از این کارها بیشتر انجام داده است ؟ روش های تو را خیلی بهتر می تواند ؟ بدزد ؟ اما تو چی نمی توانی ؟ این کار را ادامه بدهی ؟...
-
Experience تجربه
پنجشنبه 5 تیر 1404 20:07
وقتی قرار بوده است ؟ تا 42 پیش بروی به هر حالتی ؟ به آن بخش کاری نداشته باش ؟وقتی می خواهی ؟ تمرکزت را جاهای مختلفی پخش می کنی ؟ نگاه می کنی ؟ ببنی ؟ وقتی هر چیزی را با هر حالتی می خواستی پیش نمی رود ؟ این بخش و بخش دیگری را از دست می دهی ؟ نمی توانی ؟ با خودت حل کنی ؟ مسئله را همیشه درگیر باقی می مانی ؟ با خودم ؟ فکر...
-
The other side طرف دیگر
پنجشنبه 5 تیر 1404 19:45
وقتی فکرش را نمی کردی ؟ تا 42 چیزی باقی نمانده است ؟ ولی فکر می کنم ؟ دیگر بعد از این باید چه کاری انجام بدهم ؟ خیلی بی مزه شده است ؟ دیگر هیچ هیجانی باقی نماندهاست ؟ یک نکته بزرگ دارد ؟ این نوشته ها ؟ این کاره نیستی ؟دایم در حال اشتباه کردن هستم ؟ دایم در حال دروغ گفتن به خودم هستم ؟ همه اش شده این کارهای اشتباهی ؟...
-
Minor معمولی
پنجشنبه 5 تیر 1404 17:51
این شماره 40 هست ؟ فکر نکنید ؟ من بلد هستم ؟ یا آموزش دیده ام ؟ یعنی اگر آموزش می دیدم ؟ از همان 10 سال پیش آموزش دیدم ؟ از برگه ها از کاغذ ها ؟ باید این کار را انجام بدهم ؟ هر طوری شده است ؟ وقتی می خواهم ؟ نشان بدهم ؟ هر حالی می توانم ؟ یک کاری را برای خودم انجام بدهم ؟ نمی توانم ؟ از عهده آن کار بر بیام ؟ خوب...
-
بدون یادداشتNo notes
پنجشنبه 5 تیر 1404 16:56
این فوق العاده است ؟ ۴ تا پست دیگر وظیفه من تمام می شود ؟ میروم سراغ کارهای دیگر ؟ نیاز ندارم ؟ این همه تلاش کنم ؟ این همه کار کنم ؟ شاید از بین کارهای من چیزی بیرون بیاد ؟ تو و آقای پر انرژی خیلی با هم فرق می کنید ؟ این همه درس خواندم بشم ؟ چی هیچ چیز باید یک فرقی داشته باشم ؟ به اعتقاد من یک بخش مهم درس و زندگی جا...
-
تمام آنAll of it
پنجشنبه 5 تیر 1404 16:39
فقط باید فکر کنی؟ چرا اینطوری ؟ شده فقط باید فکر کنی؟ هر طوری یک نتیجه ای بگیری ؟ اشتباهات بیشتر شده ؟ سختی کار بیشتر شده ؟ فکر نمی کنم؟ عادت به کار داشته باشی؟ در پایان فقط بخش بخصوصی باقی می ماند ؟ شاید چند تا جمله باقی بماند؟ همه چیز ؟؟چیز خاصی نیست؟ چرا دیگر مثل قبل نیست ؟ هنوز یک راهی پیدا می کنی؟ علتش شاید ؟...
-
کیفیت پایین Low quality
پنجشنبه 5 تیر 1404 13:31
چیزی واضح هست ؟ من ناراحت هستم ؟ از روند کار چرا ؟ فکر می کنم ؟ یک جای یک چیز بزرگی را جا گذاشته ام ؟ یک کوتاهی بزرگ هست ؟ هیچ مسئولیتی در کار نیست ؟ همه چیز به حال خودش رها شده است ؟ چه زمان بندی و توجه هم می خواهی ؟ منظور توجه هست ؟ چه توجه چقدر چیز خوبی هست ؟ واقعیت به خاطر خودم ؟ هر چیزی را کنار گذاشته ام ؟ یک کم...
-
Belief in escape باور فرار
پنجشنبه 5 تیر 1404 01:42
نه کار شیرینی نیست ؟ کار با حالی نیست ؟ فکر می کنی ؟ کار خوبی هست؟ نه کار خوبی نیست ؟کار دقیقی نیست ؟ فقط یک کم داری تلاش می کنی ؟ فقط همین داری ؟ خودت را مجبور می کنی ؟ یک کاری را باید دائم انجام بدهی ؟ واقعیت هم همین هست ؟ بین شخصیت خودت یک حالت این هم باید رشد بدهی ؟ فقط این آخرین شانس تو باشد ؟ شاید این بار ؟ بار...
-
تبدیل فکر Thought transformation
پنجشنبه 5 تیر 1404 00:12
چقدر فکر می کنی ؟ می توانی ؟ خودت را از این موقعیت باید کاری انجام بدهی ؟ می توانی ؟ واقعیت را با این چیزی هست ؟ نشان دهنده چه چیزی باشد ؟ این شماره تا شماره بعدی ؟ هیچ راهی نداری ؟ به جز این قضیه باید فکر کنی ؟ می توانی ؟ خودت را از دست خودت خلاص کنی ؟ خودت از دست خودت امان داری ؟ می توانی به خودت آسیب نزنی ؟ باور...
-
Having no way راه نداشتن
چهارشنبه 4 تیر 1404 23:47
حالا باید چه کار کنم ؟ چه راهی دارم ؟ باید بتوانم ؟ خودم را آماده مبارزه بعدی کنم ؟ چطوری باید بتوانم ؟ این کار را انجام بدهم ؟ واقعیت ندارد ؟ چرا نمی توانم ؟ کارهای خوبی داشته باشم ؟ واقعیت به این قضیه می تواند ؟ کارهای را داشته باشم ؟چه راهی می توانی ؟ داشته باشی ؟ به چه دلیلی می توانی ؟ تمام توانایی ام در همین حد...
-
موتور سیستم System engine
چهارشنبه 4 تیر 1404 23:32
به هر حال باید فکر می کردم ؟ باید یک کاری انجام می دادم ؟ همین را باید انجام دهم ؟ هر طوری شده است ؟ باید یک کاری انجام دهم ؟ واقعیت ندارد ؟ به خاطر چه چیزی باید اینطوری باشی ؟ قرار نبود ؟ با دمپایی وارد ؟ شوم ؟ دمپایی یعنی چی ؟ یعنی الان قرار بود ؟ کار دیگری انجام دهم ؟ دمپایی خیلی راحت تر هست ؟ یعنی مثل کفش نیست ؟...
-
چیز خاصی نیست Nothing special.
چهارشنبه 4 تیر 1404 21:17
این وقت فکر نمی کنی ؟ کافی باشد ؟ چقدر می توانی ؟ باید وقتی می خواهی ؟ باز دوباره خودت را سرگرم با چه چیزی کنی ؟ من هیچ چیز خاص بلد نیستم ؟ فقط دارم ؟ به این فکر می کنم ؟ یک کم وقتی نمی خواستم ؟ بازی زود یا دیر شروع شده است ؟ تا فردا این کار را انجام می دهم ؟ اگر رفتم ؟ اگر نرفتم ؟ یک بازی هست ؟ شروع شده است ؟ واقعی...
-
توانت انجام شد Your power is done.
چهارشنبه 4 تیر 1404 12:47
من بیکار هستم ؟ هر روز می گذرد ؟ فکر می کنی ؟ به فکر خودم نرسیده است ؟ پس باید چه کار کنم ؟ زیر فشار له شدم ؟ این بار فکر می کنم ؟ اینبار تو برنده این بازی باشی ؟ نه من ؟ چرا من تا این اندازه باید به فکر خودم ؟ نباشم ؟ هر چیزی فکر می کردم ؟ را از این بازی استفاده کردم ؟ شروع کننده بازی ذهنی برنده و بازنده آن معلوم هست...
-
جریان زندگی The flow of life
چهارشنبه 4 تیر 1404 11:45
شاید امروز نه دیگر هر کاری یک موقعی داشته است ؟ امروز با امکانات یا بی امکانات هر طوری شده است ؟ واقعی تر بوده است ؟ پس چرا باید نشان دهنده ای باشی ؟ من هیچ وقتی نمی خواستم ؟ خودم را اینطوری احساس کنم ؟ باید کاری انجام بدهم ؟ واقعیت زندگی من چه چیزی بوده است ؟ پس به هر حال باید کاری کنی ؟ فکر انجام بدهی ؟ دیروز تا...
-
لحظه آخرLast minute
چهارشنبه 4 تیر 1404 02:01
یک زمان خاص بود ؟ فکر می کنی ؟ چون یک مقدار نوشته ام ؟ زندگی خوب شده است ؟ در صورتی اینطوری نیست ؟ برای فرصتها و لحظه ها برای تمام چیزهایی که از دست داده بودم ؟ به اندازه یک مستطیل تایپ می کنم ؟ هر بار اینطوری یک مقیاس پیدا گرده ام ؟ وعده من درست فردا ؟ این لحظه ببینم ؟ زندگی من چطوری میشه؟ من سخت به خودم به کسایی به...
-
Spinning چرخیدن
چهارشنبه 4 تیر 1404 01:55
کارهایم را فراموش کرده ام ؟ چقدر زحمت کشیده ام ؟ نمی گذارم ؟ یک نفر دیگر نابودم کند؟ نابودش می کنم ؟ آن یکنفر هم چیزی نیست جز ترسها آدرنالین نداشتن خودم موقع نوشتن ؟ تسترون چی هست ؟ وقتی آدرنالین وجود ندارد ؟ وقتی قلبت دیگر نمی زن د؟ حتی خودم هم نخواهم با چک و لقد خودم را اینبار هندل و آدم می کنم؟ من آماده تایپ کردن...
-
خیلی عجیب هستIt's very strange.
چهارشنبه 4 تیر 1404 01:44
خیلی عجیب هست ؟ فکر می کردم ؟ اگر تمرین کنم ؟ هر کاری ؟ می توانم انجام دهم اما همه فکرم اینجاست ؟ چطور نتوانستم ؟ چطور دیوانه وار این توانایی را دنبال نکردم ؟ چطکر گذاشتم دیگران من را فراموش کنند ؟ هر دقیقه از خودم دور شدم ؟ نه قصه ای ؟ نه بزن بزنی ؟ نه مشتی ؟ نه لگدی ؟ در هیچ مبارزه ای از من منتشر نشده است ؟ هیچ وقت...
-
باور نداشتنDisbelief
چهارشنبه 4 تیر 1404 01:28
من بیشتر از این توان راهکار ندارم ؟ مثل تراکتور ها تایپ کن ؟ برو و له کن ؟ همه موانع را خورد و خاکشیر کن ؟ از لحاظ روانی هیچ کس توان مبارزه با من را ندارد ؟ به جزوه استرس ها و زباله های بو گندویی فکر خودم ؟ باید یک کاری کنی ؟ زندگی فقر فکری و راهبردی را برای خودت ؟تغییر دهی ؟هیچ دردسری نداری؟ به جز دردسر همیشگی؟توان...
-
سوختن زمانBurning time
چهارشنبه 4 تیر 1404 01:13
دعا کن؟ کارم درست بشه ؟ مدتهاست ؟کارم گیر هست ؟ توی این وضعیت دایم اذیت کردم ؟خودم را هیچ وقتی پیش فکر می کنی ؟ واقعیت چی هست؟ واقعیت بیخیالی هست ؟ جای برای تفریح نداری ؟ کاری نداری ؟ سر درد های تکراری داری ؟ سر درد نیست ؟ درد سر نامعلوم هست ؟ یعنی واقعی تر از این فکر نمی کنی ؟ وقتی هیچ مدلی را رعایت نمی کنی ؟ یک بخش...
-
کیفیت پایینLow quality
سهشنبه 3 تیر 1404 22:39
24 طلسم شده ؟ من توان نوشتن ندارم ؟ تمام باورهام در مقابل یک مبارز واقعی ؟ شانسی برای برد ؟ ندارم ؟ کجا بودم ؟ من اگر...؟ بیخیالش شم ؟ راحت می شم ؟ یک ورژن دیگر از خودم بسازم ؟ نقطه بیخیال ؟ واقعی نیست ؟ دروغ گو؟ تا چه حد چقدر می خواهی ؟ واقعی به درد نخور ؟ به چه چیز ؟ راه خودت با چیزهای ؟ بهترین تراکتور ؟ چقدر توان...
-
بدون عنوانUntitled
سهشنبه 3 تیر 1404 21:05
حالا هر طوری شده ؟ فکر نمی کنم ؟ فردا هم ؟ چیزی که خواب را از من گرفت ؟ من نتوانسته ام ؟ هنوز که هنوز هست ؟ آن را راهی لیست کنم ؟ حالا من چه کار کنم ؟ نمی توانم ؟ خودم را راضی کنم ؟ رهاش کنم ؟ حالا چه ارزشی خواهد ؟ داشت شاید فکر کنی ؟ این نوشتن ها می تواند ؟ به شما کمک کند ؟ اما شاید به من کمک کند ؟ باید تسلیم شوم ؟...
-
Lack of recognition نداشتن شناخت
سهشنبه 3 تیر 1404 20:59
تا چه اندازه می توانی ؟ این خاک ذهنی را با این تراکتور شخم کنی ؟ نمی توانی ؟ مثل یک چیز پر قدرت فکر کنی ؟ نمی توانی ؟ خودت را رها کنی ؟ از چیزهای قبل نوشته ای ؟ توان نداشتی ؟ تایپ کنی ؟ توان نداشتی تفکر کنی ؟ نمی توانستی ؟ کاری را انجام دهی ؟ فکر می کردی ؟ زندگی تو یک چیز خیلی راحت هست ؟ نمی توانستی ؟ خودت را فکر کنی...
-
تغییر ذهنیت Changing mindset
سهشنبه 3 تیر 1404 20:51
فقط آدم های حرفه ای می توانند ؟ راحت زندگی کنند ؟ کار آماتور ها نیست ؟ با حسرت به حرفه ای ها نگاه کردن ؟ این ها از چه سیاره ای آمده اند ؟ چقدر خوب می توانند ؟ حق خودشان را از زندگی بگیرند ؟ بعد از این مشکلات سخت ؟ حالا من چه کاری از دست من ساخته است ؟ من تمام هنر خودم را از دست داده ام ؟ من دیگر نمی توانم ؟ با خودم...
-
رقابت Competition
سهشنبه 3 تیر 1404 20:42
مثل تراکتور کار کردن ؟ به چه دردی می خورد ؟ خیلی روانتر از بقیه می توانی ؟ کارهای خودت را انجام بدهی ؟ طرف توی چند دقیقه هزاران بار این کار را توانسته انجام بدهد ؟ چقدر خوب توانسته این کار را انجام بدهد ؟ یکی از چیزهای واضح هست ؟ نمی توانی ؟ با بهترین نوع رقابت کنی ؟ در کمترین سطح خودت کار می کنی ؟ نیاز داری ؟ چیزهای...
-
سختی کار Difficulty of work
سهشنبه 3 تیر 1404 20:34
حاضری شروع کنی ؟ تا عدد فلان عدد حاضرم ؟ شرط ببندم ؟ تسلیم می شوی ؟ روش خوبی نیست ؟ تا میزان خاصی امروز اگر به اندازه دیروز ؟ یکی از نقص های هم دارد ؟ از لحاظ فکری اشباع می شوی ؟ چیزهای بی کیفیتی را تعریف می کنی ؟ یکی از آموزش های "جیم ران " در مورد ؟ بازی و ریاضی هست ؟ خوب این بحث را یاد بگیری ؟ پیشرفت چشم...
-
قدرت کارWork power
سهشنبه 3 تیر 1404 02:13
۱۸ تا من یک تراکتور احمق هستم ؟ این ۱۸ هجدهمی را هم شخم می زنم ؟ من کارم همین هست ؟ خدا و زمین من را خلق کردند ؟ برای مثل تراکتور تایپ کردن ؟ تمرکز کردن ؟ جنگیدن ناامید نشدن در هر حالی ؟ الان ببینم ؟ با عضله های جدید و عصبانی تر من چه کار می توانم انجام دهم ؟ تسلیم شو؟ حتی توی خواب هم نمی توانی ۱۸ تا کار انجام بدهی در...
-
۱۷ عدد 17 number
سهشنبه 3 تیر 1404 02:06
۱۷ یعنی این ؟ بهترین چیز تسلیم شدن هست ؟ برای من امکان ندارد تا عدد ۱۸ تا پیش بروم ؟ حالا باید چه کار کنم ؟ نیاز من به چه سمت و سویی پیش گیرود ؟ چرا من ؟ بین همه انتخاب شدم خودم باشم ؟ به اطرافیانم نگاه می کنم ؟ دیگر از نقش بازی کردن خسته شده ام ؟ می خواهم گرگ وجودم را آزاد کنم ؟ من دیگر می خواهم تسلیم بشم ؟ برای من...
-
انجام توقفStopping
سهشنبه 3 تیر 1404 01:58
همیشه فکر می کنم ؟ از هیولاهای ؟ بزرگ آموزش دیده نیرومند ؟ با ماهیچه های ؟ ورزیده نویسندگی؟ نیستم باید تسلیم شوم ؟ باید هرچه دارم؟ را بدهم تا انرژی ام فقط گریه کنم؟ شروع به قورت دادن ؟ قصه هایم کنم ؟ به جای قورت دادن قورباقه های که دوست دارم ؟ نمی توانم بی سرو صدا افکارم را هدایت کنم؟ کار دلخواهم را انجام بدهم؟ چه کار...
-
یکی دیگرAnother one
سهشنبه 3 تیر 1404 01:49
۴ دانه دیگر تا کامل شدن ؟ ۱۸ دانه؟ یعنی ۱۸ تا نمی توانی؟ تسلیم شو؟ من خیلی وقت هست ؟ تسلیم هستم ؟ آخر چرا من برو ؟ به یکی دیگر گیر بده؟ طآخر فقط می توانم به خودم گیر بدهم ؟ هیچ شانسی ندارم ؟ تا کاری براز خودم انجام بدهم ؟ توان کاری نداری ؟ آموزش دیده ای خودت را نابود کنی ؟ زیر فشار انجام ندادن ها قصه قورت دادن به جای...